امروز برابر است با :27 مهر 1400
سباستیائو سالگادو

توصیه های سباستیائو سالگادو به عکاسان جوان

از یک فعال چپ گرفته تا استاد عکاسی اومانیست. کار سباستیائو سالگادو (* 1944) هم از نظر حجم زیاد و هم از مهرهای گذرنامه و چکمه های فرسوده پشت آن شگفت آور است. این رنج و زیبایی جهان را نشان می دهد که اغلب دست به دست هم می دهند.

سباستیائو سالگادو از طریق تصاویر خود تمایل به درک و محافظت از جهان یا حداقل بحث در مورد سقوط آن را در ما ایجاد می کند. علاوه بر این ، او به ما یادآوری می کند که عکاسی سیاه و سفید تا چه اندازه می تواند به عنوان یک رسانه جذاب باشد.

سباستیائو سالگادو

آنچه سباستیائو سالگادو هرگز توصیه نمی کند

سباستیائو سالگادو هرگز توصیه ای از این دست به شما نمی کند: “شما به یک لنز بهتر احتیاج دارید” یا “ترکیب متعادل و کار با نور پایه ای است که بدون آن هرگز شکسته نخواهید شد” ، یا حتی “بیش از همه شما باید موشواره خود را بیاندازید و بیرون برو و شلیک کن ، شلیک کن ، شلیک کن.

” او می گوید ، حتی اگر عکس های او از نظر تکنیکی عالی باشد ، اما اساس کار یک عکاس دارای گرايش اجتماعی است ، درک جامعه و موضوعات انتخاب شده یکی – بهترین زاویه چرخش برای یک فیلتر قطبی نیست. یک عکاس باید نه تنها به خود عکاسی ، بلکه به تاریخ ، مردم شناسی ، جامعه شناسی ، اقتصاد و ژئوپلیتیک علاقه مند باشد.

زمان نیز نقشی اساسی دارد. سباستیائو سالگادو می گوید ، هرچه زمان بیشتری را برای یک سریال اختصاص دهید ، موضوعات خود را بهتر درک خواهید کرد. محیطی که در آن زندگی می کنند ، موقعیت هایی که زندگی آنها را شکل می دهد. “زمانی می رسد که شما نیستید که عکس می گیرید. اتفاق خاصی بین عکاس و افرادی که از آنها عکس می گیرد رخ می دهد. او متوجه می شود که آنها تصاویر را به او می دهند. ”می گوید سالگادو.

پایین به مین ها ، پایین و ضربه پایین

شش سال و بیست و شش کشور. مجموعه “کارگران” وی ساکنان سخت کوش فقیرترین گوشه دنیا را ثبت می کند. ماهیگیران ، بافندگان ، جوشکاران ، معدن کاران ، سازندگان ، طلای کاران ، جمع کننده چای ، کاکائو و توتون و تنباکو. در اینجا سلگادو متمایل به چپ ، با احساس قوی عدالت اجتماعی خود ، قصد دارد جهان ناپدید شده کار دستی و از طریق آن ، پایان انقلاب صنعتی را نیز به تصویر بکشد – بدون اینکه از شأن کارگران دور شود.

اگر این پیاده روی در بیست و شش کشور برای شما کمی طولانی باشد ، خوب ، در پروژه بعدی خود ، “مهاجرت” ، سباستیائو سالگادو حتی طولانی تر راه رفت – از چهل و سه کشور در هر قاره. او این بار لنزها و همدلی های خود را به سمت سرنوشت افرادی که در محله های فقیرنشین لبه کلانشهرها زندگی می کنند ، هدایت کرد.

و از آنجا که او هرگز در نیمه راه کاری انجام نمی دهد ، پروژه طولانی مدت بعدی او شش سال دیگر به طول انجامید و در آفریقا انجام شد. او در کنار پزشکان بدون مرز ، گرسنگی و مرگ انسانی ناشی از خشکسالی را اسیر کرد. تصور تأثیری که این وضعیت بر این عکاس همدل داشت دشوار است. سرانجام هنگام مشاهده نسل کشی رواندا ، این ضربه را به خانه برد و ایمان خود را به انسانیت از دست داد. بیمار شد و کرکره اش ساکت شد.

سباستیائو سالگادو

مردی که درخت کاشت

اگر شما کنجکاو هستید که در مورد آنچه بعد از این عکاس برزیلی اتفاق افتاده است ، من می فهمم. نگران نباشید بعدی یکی از سری عکسهای عالی جهان است. اما اولین موارد اول: در سال 1994 ، سباستینو سالگادو به مزرعه خانوادگی خود در دره رودخانه ریو دوس نزدیک شهر آیمورس بازگشت. تپه های پر از جنگل و پر از زندگی که او از جوانی می دانست پس از سالها چوب زنی و ویرانی چشم انداز لخت و ساکت است. ضربه ای دیگر که زندگی را تغییر می دهد. او احساس می کرد دنیا به همان اندازه بیمار است – که همه نابود شده اند.

اما او این خوش شانس را داشت که همسر خوبی داشته باشد. Léia Deluiz Wanick همیشه در سفرهای طولانی خود در سراسر جهان از او حمایت کرده است حتی اگر دو پسر داشته باشد. او همیشه برنامه ریز نمایشگاه ها و رویدادهای او بوده و سازمانی مستقل برای انتشار کارهای همسرش نیز تاسیس کرده است – اما علاوه بر همه اینها ، او برای نجات چشم انداز اطراف و همسرش به ایده ای هوشمندانه دست یافته است. خوب. وی پیشنهاد کرد که آنها می توانند جنگل بارانی را با تلاش خود نجات دهند. جاه طلبی به وضوح در خانواده اجرا می شود.

در طی فقط چند سال ، داوطلبان آنها موفق به کاشت دو میلیون درخت از بیش از سیصد نوع مختلف شدند. سالگادو با زندگی احاطه شده بود ، درختانی را دید که رشد می کنند و پرندگان ، حشرات ، پستانداران و بقیه حیوانات با آنها بازگشتند. زمان آن فرا رسیده بود که راه بازگشت به عکاسی را پیدا کند.

به دنبال بهشت ​​گمشده

سباستیائو سالگادو به دنبال راهی برای پذیرش دنیا و واکنش به آن بود و راه حلی پیدا کرد: بازگشت به آغاز کار و نشان دادن بهشتی نه چندان گمشده به مردم. او فهمید که محیط سیاره احتمالاً مهمترین و جهانی ترین مشکل زمان ما است. او 59 ساله بود که به سفر هشت ساله خود در میان مکانهای دست نخورده از تمدن به راه افتاد. عبور از آمازون ، آلاسکا ، اندونزی ، کنگو ، از ماداگاسکار تا کلرادو ، از سیبری از طریق شیلی تا گینه نو. طبیعتاً این به صورت رایگان نبود. هزینه این پروژه 1.5 میلیون دلار بود و تعداد زیادی مجله ، بنیاد و سازمان در آن شرکت کردند.

نتیجه این مجموعه “پیدایش” وی بود که همراه با تصاویر خیره کننده بود. عکس های قبایل بومی با شیوه های قدیمی زندگی در اینجا با عکس های دقیق از حیوانات و دلتاهای وسیع رودخانه ها و رشته کوه ها از دیدگاه پرندگان عجین شده است. سباستیائو سالگادو زیبایی طبیعت و شیوه طبیعی زندگی را به منظور الهام بخشیدن به مردم برای محافظت از آن نشان می دهد. عکاسی خود را در دستان او به عنوان یک زبان بی حد و حصر ، وسیله ای برای برقراری ارتباط بین ملت ها بیان می کند.

سباستیائو سالگادو

یادگیری از استاد

سباستیائو سالگادو مهم نیست که چه هدفی را به عکس های خود توصیف می کند ، او یک استاد واقعی در عکاسی سیاه و سفید است. او از محتوای آنها با کار دقیق روی تصاویرشان پشتیبانی می کند. در تصاویر زیر خواهیم دید که چگونه ما به عنوان عکاس می توانیم از نظر نوردهی و ترکیب از آثار او الهام بگیریم.

تصاویر موجود در مجموعه پیدایش او نه تنها زندگی کوچ نشینی را که قرنها در شمال دور حفظ شده است ، به تصویر می کشند ، بلکه نمونه خوبی از مینیمالیسم عکاسی است. ما نمی توانیم حتی یک عنصر در آنها پیدا کنیم که بتواند ما را از موضوع منحرف کند.

از این طریق ، سباستیائو سالگادو همچنین موفق می شود فضایی از خلأ و سکوت بی پایان را به تصویر بکشد. رمز موفقیت بسیاری از تصاویر او در واقع سادگی است ، علیرغم این واقعیت که به همین ترتیب اندکی از هنر او در نحوه برخورد با ترکیب تصویری حاوی تعداد زیادی نقوش وجود دارد و نور نقش بزرگ نیز هست.

انعکاس رودخانه که از منظره می پیچد ، ما را به طور مورب در کل صحنه هدایت می کند. طیف متنوعی از تن برای عکسهای سباستیائو سالگادو مشخص است. در اینجا او از ترکیب “پنجم” استفاده می کند که برای عکاسی منظره معمولی است و یک پنجم تصویر را به آسمان اختصاص می دهد.

این ترکیب مورب اجرا شده از یک خط پنگوئن سیاه و سفید در پس زمینه روشن و برفی ، بدون تردید ما را به سوژه اصلی تصویر – گروه پنگوئن های جهنده سوق می دهد. این صحنه به طور کلی توسط دریا و صخره ها قاب بندی می شود ، که به درام تصویر می افزاید. اگر تا به حال مستندی به نام سیاره زمین را دیده اید ، به خوبی می دانید که زندگی یک پنگوئن همه چیز شاد نیست.

توجه کنید که سباستیائو سالگادو تا چه حد بر آسمان تأکید دارد. ابرها تقریباً در هر یک از تصاویر او در تضاد چشمگیر هستند ، بخشی از آن به دلیل استفاده از سیاه و سفید است. و با این حال این باعث حواس پرتی ما نمی شود ، بلکه برعکس چشم ما را به سمت وقایع پایین زمین می کشاند و آنها را از “فرار” از تصویر دور می کند. و همچنین برای عکس های او از دیدگاه پرنده ، حس مقیاس را اضافه می کنند.

سباستیائو سالگادو

عشق در نگاه اول

در پایان یک یادداشت شخصی. اولین برخورد من با سباستیائو سالگادو در برلین ، در یک میز محکم بلوط در یک کتابفروشی بی نام بود. یک میز قهوه “کتاب پیدایش” روی آن گذاشته شده است. وقتی شروع به ورق زدن صفحات آن کردم ، با خودم گفتم: “هه ، مناظر و حیوانات دوباره.” دو ساعت بعد من نه تنها عاشق کارهای سالگادو بودم ، بلکه از سوی مأموران فروش بسیار مشکوک شدم که می خواهم این کتاب کوچک 522 صفحه ای را زیر کتم بگذارم و فرار کنم. کیفیت عکس های سالگادو در چاپ ، چه در کتاب و چه در نمایشگاه جذاب است. و شخصیت Salgado خود نیز بسیار است.

سباستیائو سالگادو

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

بهترین عکاسان زن جهان | زنانی که مرزهای عکاسی را درهم شکافتند | عکاسی پرتره و ویرایش عکس های هالووین | اصول عکاسی از شیشه و بلور | عکاسی در جنگ | ۵ عکاس معروف جنگ | عکاسی مینیمالیسم | دنیای دل فریب عکاسی مینیمالیستی | آموزش عکاسی ورزشی برای مبتدیان

2 یک پینگ

  1. پینگ بک: 10 نکته برای عکاسی معماری - مجله با دوربین | آموزش عکاسی از مبتدی تا حرفه ای

  2. پینگ بک: نحوه عکاسی از زوج های جوان - با دوربین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *